سيد محمد خالد غفارى

108

فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )

مقدّمات كمك مىنمايد ولى وقتى كه به نتيجه مىرسد آن را انكار مىكند . محمد شريف نظام الدّين احمد بن الهروى صاحب « انواريّه » مىگويد : « و از اين جهت است كه اين قوّه مقدّمات عقليّه را هم منكر است و در واقع نزد اهل تحقيق ( عرفا ) شيطان عبارت از همين قوّه است و ملك عبارت از قوّهء عاقله است ، پس هر كرا اين قوّت بر قوّه عاقله غالب بوده باشد ، او اصلا به مجرّدات عقليّه قائل نمىشود « أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ » و ما بين اين دو مرتبه مراتب بسيار است . . . » . « 1 » ترازوى حوادث : « . . . و ترازوى حوادث حركات آسمان است و بارى - تعالى - منزّه است از آنكه كار او باشد كه بيوه زنى را كور گرداند يا يتيم را شيرخواره فرو گذارد به مرگ شيردهندهء او ، يا هتك سرّ كسى كند ، و حضرت حق - تعالى - از ظلم منزّه است چنان كه در قرآن آمد : « وَ ما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ » . « 2 » يعنى : خداى - عزّ و جلّ - بر بندگان ظلم نكند . و [ از ] آن چيزهايى كه دلالت است بر آنكه حركات را مدخل است در حوادث آيتى است از قرآن و آن ، آن است كه گفت : « لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ « 3 » و اجل به حضور وقت است و آن زمان است و « زمان » مقدار حركت است و حوادث مشروطاند به حركات . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ الواح عمادى ، ص 167 ) در اين نظريّهء اشراقى ، حوادث عالم را معلول حركات افلاك ، و حركات افلاك را ناشى از ارادهء آنها مىدانند ، در اين نظريّه ، افلاك موجوداتى زنده و با اراده تصوّر شده‌اند كه حركاتشان به علّت شوقى است كه هر كدام به معشوق خود دارند و معشوق آنها عقول است و هر كدام از آنها مىخواهند با حركاتشان هر چه بيشتر خود را به معشوقشان متشبّه سازند و چون حركاتشان دائمى است ، لذا حوادث عالم هم لا يتناهى است : « . . . و بيان كرده آمد كه علل حدوث ، حركات افلاك است و حركات افلاك از بهر

--> ( 1 ) نظام الدين محمد شريف ، احمد بن الهروى ، انواريّه ، مؤسسهء انتشارات امير كبير ، تهران 1363 ، ص 139 . ( 2 ) سوره 41 ( فصّلت ) آيهء 46 ( از حاشيه ص 167 ، الواح عمادى ) . ( 3 ) سورهء 7 ( اعراف ) آيهء 32 ( نقل از ص 167 ، الواح عمادى ) .